ریشههای جامعهشناختی در فصل دوم کتاب «جامعهشناسی سازمانها» نوشته آرین قلیپور، نقش مهمی در فهم عمیق و جامع مفاهیم بنیادین این حوزه ایفا میکنند. در این فصل، تمرکز بر تحلیل ساختاری و ساختاری-کارکردی سازمانها، و همچنین بررسی ریشههای اجتماعی و فرهنگی آنها است. در واقع، این بخش از کتاب، به شناخت بهتر عوامل مؤثر بر شکلگیری، توسعه و عملکرد سازمانها میپردازد و نشان میدهد که چگونه عوامل تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در این فرآیندها نقش دارند.
در ابتدا، باید گفت که ریشههای جامعهشناختی سازمانها، بر پایهی نظریات مختلفی استوار است. یکی از مهمترین این نظریات، نظریههای ساختاری است که معتقدند سازمانها، به عنوان نهادهای اجتماعی، بازتابی از ساختارهای اجتماعی کلی جامعه هستند. بر اساس این دیدگاه، سازمانها نه تنها پدیدههایی مستقل، بلکه محصول فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند که در بستر جامعه شکل میگیرند. بنابراین، فهم ساختارهای اجتماعی، نقش مهمی در درک چگونگی شکلگیری و توسعه سازمانها دارد.
یکی دیگر از ریشههای مهم در این حوزه، نظریههای کارکردگرایانه است که بر نقش و کارکردهای سازمانها در جامعه تأکید میکنند. در این دیدگاه، سازمانها به عنوان نهادهایی فعال، به منظور برآورده کردن نیازهای جامعه و حفظ ثبات اجتماعی، طراحی و ساخته شدهاند. برای مثال، سازمانهای آموزشی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، هر یک نقش خاص و مهمی در حفظ توازن و پایداری جامعه دارند. بنابراین، تحلیل ریشههای جامعهشناختی، نیازمند درک این است که چگونه ساختارهای سازمانی، وظایف و کارکردهای خاص خود را در بستر جامعه اجرا میکنند.
در کنار این نظریهها، باید به نقش عوامل فرهنگی و تاریخی در شکلگیری سازمانها اشاره کرد. فرهنگ، ارزشها، باورها و نهادهای فرهنگی، تأثیر مستقیم بر نوع سازمانها و نحوه عملکرد آنها دارند. برای نمونه، در فرهنگهای مختلف، ساختارهای سازمانی، الگوهای مدیریتی و رفتارهای سازمانی متفاوت است. به عنوان مثال، در فرهنگهای فردگرای غربی، تمرکز بر فرد و استقلال فردی بیشتر است، در حالی که در فرهنگهای جمعگرا، ارزشهای گروه و همکاری اهمیت بیشتری دارد. بنابراین، شناخت ریشههای فرهنگی، کلید فهم تنوع و تفاوتهای سازمانی در سراسر جهان است.
علاوه بر عوامل فرهنگی و ساختاری، باید به نقش عوامل اقتصادی و سیاسی نیز توجه کرد. اقتصاد، یکی از عوامل تأثیرگذار بر ساختار و کارکرد سازمانها است. در جوامع سرمایهداری، سازمانهای اقتصادی، بانکها، شرکتها و بنگاههای تجاری، نقش مهمی در توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی دارند. این سازمانها، در نتیجه نیازهای بازار و ساختارهای اقتصادی، شکل میگیرند و توسعه مییابند. از سوی دیگر، سیاست و قدرت سیاسی، نقش کلیدی در شکلگیری و جهتگیری سازمانها دارند. دولتها، نهادهای سیاسی و سیاستمداران، با تعیین سیاستها و قوانین، محیط فعالیت سازمانها را شکل میدهند و کنترل میکنند. پس، ریشههای جامعهشناختی سازمانها، باید در بستر این عوامل اقتصادی و سیاسی نیز جستجو شوند.
در فصل دوم، آرین قلیپور به بررسی روابط میان این عوامل و نحوه تأثیرگذاری آنها بر ساختار و عملکرد سازمانها میپردازد. برای نمونه، نشان میدهد که چگونه تغییرات اقتصادی، مانند بحرانهای مالی یا سیاستهای اقتصادی جدید، میتواند ساختارهای سازمانی را تغییر دهد و بر فرآیندهای داخلی آنها تأثیر بگذارد. همچنین، تغییرات سیاسی، مانند تغییر حکومت یا اصلاحات قانونگذاری، میتواند منجر به تغییر در ساختار سازمانها، نحوه اداره آنها و اهدافشان شود.
در اینجا، نقش فناوری و نوآوری نیز مورد توجه قرار میگیرد. فناوری، به عنوان یکی از عوامل ریشهای و تحولی، در دورههای مختلف تاریخ، تأثیرات عمیقی بر سازمانها داشته است. مثلاً، انقلاب صنعتی، تغییرات زیادی در ساختارهای سازمانی، فرآیندهای تولید و مدیریت ایجاد کرد. در دنیای امروز، فناوری اطلاعات و اینترنت، سازمانها را به صورت قابل توجهی تغییر دادهاند. این عوامل، باعث شدهاند که سازمانها، کارایی و بهرهوری بیشتری داشته باشند، اما همزمان، ساختارهای قدیمی و فرهنگهای سازمانی نیز دچار تغییرات شدهاند.
در نهایت، فصل دوم تاکید میکند که شناخت ریشههای جامعهشناختی سازمانها، نه تنها برای تحلیل و درک بهتر ساختارهای موجود، بلکه برای طراحی و بهبود سازمانها در آینده، اهمیت زیادی دارد. این شناخت، به مدیران و سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیمهای منطقیتری بر مبنای عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اتخاذ کنند. همچنین، درک عمیق این ریشهها، میتواند منجر به ایجاد سازمانهای پایدارتر، انعطافپذیرتر و متناسبتر با نیازهای جامعه شود.
در نتیجه، ریشههای جامعهشناختی سازمانها، نشان میدهند که سازمانها، پدیدههایی چند بعدی و پیچیده هستند که در بستر جامعه و بر اساس عوامل متعددی شکل میگیرند. بنابراین، تحلیل این عوامل، نیازمند رویکردی چند بعدی و جامع است، تا بتوانیم به درک کاملتری از ماهیت و رفتار سازمانها دست یابیم. در نهایت، این فصل، راه را برای فهم بهتر مفاهیم دیگر حوزههای مرتبط با سازمانها و همچنین، توسعه نظریات جدید در این زمینه، هموار میسازد.
پاورپوینت فصل دوم کتاب جامعه شناسی سازمان ها نوشته آرین قلی پور (ریشه های جامعه شناختی،
پاورپوینت فصل دوم کتاب جامعه شناسی سازمان ها نوشته آرین قلی پور (ریشه های جامعه شناختی، شکل گیری نظریه های سازمان و مدیریت) در قالب pptx و در حجم 18 اسلاید:
بخشی از متن:
انقلاب صنعتی و شکل گیری سازمان ها
قدمت سازمانها به اندازه قدمت بشر اجتماعی است؛ اما شیوع سازمانها به شکل امروزی و به تبع آن مطالعه سازمان به عنوان یک رشته علمی قدمت چندانی ندارد و سابقه آن به انقلاب صنعتی بر می گردد.
نظریات اولیه درباره سازمان و مدیریت زمانی شکل گرفت که علوم تجربی در همه زمینه های زندگی انسان وارد شد و زمینه برای تحقیقات علمی مهیا گردید.
مدیریت علمی و سازمان عقلایی ناشی از همین تأکید بر علم در آن دوره است.
از سوی دیگر شکل گیری و شکل پذیری جوامع مدرن، با ایجاد سازمانها در ارتباط بوده است و سازمانهای رسمی نیز در نتیجه تحول جوامع از ستی به مدرن شکل گرفته اند.
