پاورپوینت بخش سوم (فصل اول) کتاب اخلاق اسلامی (روشهای تربیت اخلاقی در اسلام «۱») نوشته دیلمی، آذربایجانی
در این بخش، نویسنده به بررسی دقیق و گسترده روشهای تربیت اخلاقی در اسلام میپردازد، و تلاش میکند تا نشان دهد چگونه این روشها در قالبهای مختلف، میتوانند انسانها را به سمت کمال انسانی و اخلاق نیکو راهنمایی کنند. اهمیت این فصل در آن است که، به صورت جامع و عمیق، اصول و استراتژیهای تربیتی اسلام را بررسی میکند و راهکارهای عملی برای تربیت اخلاقی در زندگی روزمره ارائه میدهد.
مقدمۀ کلی درباره اهمیت تربیت اخلاقی در اسلام
در ابتدا، دیلمی تأکید میکند که تربیت اخلاقی، یکی از بنیادیترین و اساسیترین وظایف اسلام است. او معتقد است که، اسلام با توجه به اهداف بلندمدت خود، به تربیت انسانهایی میپردازد که نه تنها از نظر فردی، بلکه از نظر اجتماعی و فرهنگی، نمونه و الگوی خوبی باشند. بنابراین، تربیت اخلاقی در اسلام، باید بر پایه اصول و ارزشهای متعالی و انسانی قرار گیرد.
نویسنده اشاره میکند که، یکی از ویژگیهای برجسته تربیت در اسلام، جامعیت آن است. یعنی، تربیت اخلاقی، تنها محدود به آموزش رفتاری نیست، بلکه شامل اصلاح فکر، قلب، نیت و روح انسان نیز میشود. در نتیجه، اسلام به دنبال ساختن انسان کامل است، کسی که هم درون و هم برون، هماهنگ و متعادل باشد.
روشهای تربیت اخلاقی در اسلام
در ادامه، دیلمی، روشهای مختلف تربیت اخلاقی در اسلام را مورد بررسی قرار میدهد که در کنار هم، یک نظام کامل و منسجم را تشکیل میدهند. این روشها عبارتند از:
1. تربیت بر پایه تعلیم و تعلم (آموزش و یادگیری):
در اسلام، آموزش و یادگیری، یکی از بنیادیترین ابزارهای تربیت اخلاقی است. قرآن و سنت، پر از آیات و احادیثی است که بر اهمیت علم و دانش تأکید میکنند. پیامبر اسلام (ص) نیز، در قالبهای مختلف، افراد را به علمآموزی و فهم معارف دینی تشویق کرده است. در این روش، انسان با مطالعه، تفکر و آموزش، میتواند ارزشهای اخلاقی را درک و در زندگی عملی کند. به عنوان مثال، مطالعه قرآن و حدیث، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت اخلاقی فرد دارد، چون این متون، راهنمای انسان در مسیر خیر و صلاح است.
2. تربیت بر پایه تربیت قلب و روح:
در اسلام، توجه ویژهای به اصلاح قلب و روح انسان دارد. دیلمی معتقد است که، باید دلها را با محبت، توکل، تقوا و رضا پرورش داد. این رویکرد، فرد را از درون، متعالی و اخلاقمدار میکند. در این راه، ذکر، دعا، و ذکر خدا نقش مهمی ایفا میکنند، زیرا این فعالیتها، انسان را به سمت تقویت ایمان و اخلاق سوق میدهند. همچنین، مراقبه و خودکنترلی، ابزارهای مؤثری در این مسیر هستند، چون فرد در کنار آموزشهای نظری، باید مراقب اعمال و نیتهای خود باشد.
3. تربیت بر پایه نمونه و الگو:
در اسلام، الگوهای عملی، نقش کلیدی در تربیت اخلاقی دارند. پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت علیهمالسلام، نمونههای عینی و زنده اخلاق نیکو هستند که باید با الگو قرار دادن آنها، انسانها را به سمت اخلاق خوب سوق داد. دیلمی تأکید میکند که، شاگردان باید در کنار مطالعه مفاهیم اخلاقی، سعی کنند تا رفتار و کردار آنان مطابق با الگوهای اسلامی باشد. این روش، اثرگذاری عمیقی دارد، چون انسانها بیشتر از طریق مشاهده و تقلید، ارزشها و رفتارهای اخلاقی را فرا میگیرند.
4. تربیت بر پایه آموزش عملی و تمرین:
در کنار آموزش نظری، تمرین و تکرار، نقش مهمی در تثبیت ارزشهای اخلاقی دارند. اسلام، بر عملی کردن آموزهها تأکید میکند. مثلاً، نماز، روزه، صدقه و دیگر عبادات، به عنوان تمرینهایی هستند که انسان را به اخلاق و تقوا نزدیک میکنند. دیلمی، بر اهمیت ایجاد فرصتهایی برای تمرین و تکرار رفتارهای اخلاقی تأکید میکند، چون این فعالیتها، عادات نیکو را در فرد تثبیت میکنند.
5. تربیت بر پایه تهذیب نفس و تزکیه:
در اسلام، تزکیه نفس و تهذیب آن، از جایگاه ویژهای برخوردار است. دیلمی، بر این باور است که، انسان باید نفس خود را از آلودگیها پاک کند و روح خود را به سمت کمال برساند. این فرآیند، از طریق انجام عبادات، توبه، استغفار و مراقبتهای معنوی، صورت میگیرد. در نتیجه، فرد، در مسیر تزکیه، به اخلاق و فضایل اخلاقی دست مییابد و از رذایل و صفات ناپسند، دور میشود.
نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در تربیت اخلاقی
نویسنده، در ادامه، بر اهمیت عوامل اجتماعی و فرهنگی در فرآیند تربیت اخلاقی تأکید میکند. او معتقد است که، خانواده، مدرسه، جامعه و رسانهها، نقش اساسی در شکلگیری شخصیت اخلاقی انسان دارند. خانواده، نخستین محیط تربیتی است، جایی که نهادهای اولیه اخلاق، ساخته میشوند. معلمان و مربیان، وظیفه دارند تا با آموزشهای صحیح و الگوهای مناسب، نسل آینده را تربیت کنند. جامعه نیز، باید فضایی سالم و اخلاقمدار فراهم آورد، تا افراد بتوانند در آن به تعالی برسند.
همچنین، رسانهها و فضای مجازی، نقش دوگانهای دارند؛ میتوانند هم عامل ترویج رذایل و فساد باشند و هم ابزار ترویج ارزشها و فضایل. بنابراین، در تربیت اخلاقی، نقش این عوامل، بسیار حساس و کلیدی است و نیازمند توجه و برنامهریزی دقیق است.
نتیجهگیری و جمعبندی
در پایان، دیلمی بر این نکته تأکید میکند که، تربیت اخلاقی در اسلام، یک فرآیند پیوسته و مستمر است. این فرآیند، نیازمند همت و تلاش فردی و جمعی است. انسان باید با پیروی از راهکارهای ذکر شده، در مسیر اصلاح و کمال قدم بردارد. به علاوه، نقش مربیان و رهبران نیز، در این مسیر حیاتی است، چون آنها باید راهنمایان و الگوهای عملی باشند.
در مجموع، این فصل نشان میدهد که، تربیت اخلاقی در اسلام، یک طرح جامع و چندوجهی است که، با بهرهگیری از تعلیم، تزکیه، تمرین، الگو و عوامل اجتماعی، میتواند انسان را به معنای واقعی کلمه، متخلق به اخلاق نیکو کند. این فرآیند، نه تنها فرد را در مسیر تعالی فردی قرار میدهد، بلکه به ساختن جامعهای سالم و اخلاقمدار کمک میکند. بنابراین،، پیروی از روشهای تربیتی اسلام، امری ضروری و حیاتی است، چون آینده جامعه، در گرو تربیت اخلاقی صحیح است.
پاورپوینت بخش سوم(فصل اول)کتاب اخلاق اسلامی(روش های تربیت اخلاقی در اسلام «۱»)نوشته دیلمی،آذربایجانی
پاورپوینت بخش سوم (فصل اول) کتاب اخلاق اسلامی (روش های تربیت اخلاقی در اسلام «۱») نوشته احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی در قالب pptx و در حجم 45 اسلاید:
بخشی از متن:
روشها
1.ایجاد محیط تربیتی مساعد
یکی از عوامل مهم تکوین و تغییر انسان، شرایط مختلف محیطی اعم از زمان، مکان و محیط اجتماعی است.
در بسیاری از موارد، دست کاری محیط و فراهم نمودن محیط تربیتی مساعد و مناسب، می تواند رفتار، افکار و خصلتهای متربی را تغییر دهد و ویژگی های جدید را جایگزین سازد.
مبنای روانشناختی این روش، اصل تأثیر پذیری انسان از شرایط محیطی است که در ضمن نظریه های شرطی سازی کلاسیک ،شرطی سازی و یادگیری بیان می شود.
شیوه هایی که برای محقق ساختن این روش لازم است، به ترتیب عبارتند از :
زمینه سازی، الگوسازی، سالم سازی محیط و تغيير موقعیت.
الف. زمینه سازی:
مقصود این است که با فراهم نمودن بستر مناسب، امکان پدید آمدن فضایل اخلاقی را در حد بالایی فراهم آوریم و بر عکس از ایجاد زمینه هایی که باروری منفی دارد و می تواند رذایل اخلاقی را بپرورد، پیشگیری کنیم.
رهنمودهای اسلام در این قسمت قابل توجه است:
یک. در انتخاب همسر که یکی از دو رکن خانواده است، باید به فضایل اخلاقی وی توجه شود.
در مقابل از ازدواج با افرادی که در خانواده های نابهنجار پرورش یافته اند یا دارای ضعف عقل و حماقتاند، پرهیز شود.
