پاورپوینت فصل هفتم کتاب آسیبشناسی روانی، نوشته غلامحسین جوانمرد، در خصوص "اختلالات عصبشناختی" یکی از مهمترین و پیچیدهترین مباحث در حوزه روانپزشکی و روانشناسی است. این فصل، بهطور جامع و کامل به بررسی انواع، علل، نشانهها، تشخیص و روشهای درمان این نوع اختلالات میپردازد. در ادامه، با توضیحاتی مفصل و دقیق، نکات کلیدی این فصل را شرح میدهم.
مقدمهای بر اختلالات عصبشناختی
اختلالات عصبشناختی، مجموعهای از بیماریها و آسیبهای مغزی و عصبی هستند که بر فرآیندهای شناختی فرد تاثیر میگذارند. این فرآیندها شامل حافظه، توجه، ادراک، زبان، حل مسئله، و دیگر توانمندیهای شناختی میشوند. با توجه به اینکه مغز، مرکز کنترل تمامی فعالیتهای انسانی است، هرگونه آسیب در نواحی مختلف آن، میتواند اثرات عمیقی بر کارکردهای روزمره فرد داشته باشد.
در این فصل، جوانمرد به تفصیل، انواع مختلف این اختلالات را بررسی میکند، که شامل دمانسها، آلزایمر، اختلالات پس از سکته مغزی، آسیبهای تروماتیک مغزی، و اختلالات نوروکوفیکس میشود. هر یک از این موارد، ویژگیها، علائم، و روشهای تشخیص خاص خود را دارند.
انواع اختلالات عصبشناختی
یکی از نکات اساسی در این فصل، دستهبندی دقیق و علمی انواع اختلالات است. بهعنوان مثال، دمانسها، که در اثر تخریب تدریجی سلولهای عصبی رخ میدهند، نمونهای بارز از این دسته هستند. در این حالت، حافظه، زبان، و تواناییهای اجرایی فرد به شدت کاهش مییابد، و این روند معمولا در سنین بالا رخ میدهد.
در مقابل، اختلالات پس از سکته مغزی، که بهواسطه انسداد یا خونریزی در مغز ایجاد میشوند، با علائمی ناگهانی و شدید ظاهر میشوند. این نوع آسیبها، غالبا، نواحی خاصی از مغز را هدف قرار میدهند، و میتوانند منجر به از دست دادن تواناییهای خاص مانند گفتار، حرکت، یا ادراک شوند.
همچنین، آسیبهای تروماتیک مغزی، که معمولا بر اثر تصادفات یا ضربههای شدید به سر روی میدهند، میتوانند اثرات بلندمدت و گاهی غیرقابل بازگشتی بر کارکردهای شناختی افراد داشته باشند. در این حالت، شدت آسیب و ناحیه آن، نقش تعیینکننده در نوع و میزان اختلالات دارد.
علل و عوامل مؤثر در بروز اختلالات عصبشناختی
در این بخش، جوانمرد به بررسی علل مختلف این آسیبها میپردازد. یکی از مهمترین عوامل، پیری طبیعی است که با کاهش تدریجی تواناییهای مغزی همراه است. اما، عوامل دیگری چون عوامل ژنتیکی، عادات نادرست زندگی، سوء مصرف مواد مخدر و الکل، بیماریهای مزمن، و آسیبهای فیزیکی، نقش مهمی در بروز این اختلالات دارند.
همچنین، نقش بیماریهای سیستمیک مانند دیابت و فشار خون بالا، در تخریب زودرس ساختارهای مغزی، مورد توجه قرار میگیرد. بهعلاوه، استرسهای مزمن، که منجر به تغییرات هورمونی و عصبی میشوند، میتوانند در فرآیندهای تخریب و آسیب مغزی دخیل باشند.
در نتیجه، شناخت این عوامل و پیشگیری از آنها، اهمیت زیادی در کاهش شیوع و شدت اختلالات عصبشناختی دارد.
نشانهها و علائم بالینی
در این قسمت، جوانمرد به توصیف دقیق نشانهها و علائم بالینی این اختلالات میپردازد. این علائم، بسته به نوع و شدت آسیب، متفاوت هستند، اما برخی نشانههای کلی مشترک دارند. مثلاً، ضعف حافظه، ناتوانی در تمرکز، مشکلات زبانی، اختلالات ادراکی، و کاهش تواناییهای حل مسئله، از جمله علائم رایج محسوب میشوند.
در موارد دمانس، فرد ممکن است فراموش کند که کجا است، یا ارتباطات روزمره را به درستی انجام ندهد. در سکته مغزی، فرد ممکن است دچار ضعف یا فلج یکطرفه بدن، یا اختلال در گفتار شود. آسیبهای تروماتیک، غالباً، با اختلالات تعادل، سردرگمی، و تغییرات رفتاری همراه هستند.
از طرف دیگر، در برخی موارد، نشانهها در مراحل اولیه بسیار خفیف هستند و به تدریج تشدید میشوند، که این موضوع، تشخیص و مداخله زودهنگام را ضروری میسازد.
روشهای تشخیص
در این فصل، جوانمرد به تشریح ابزارها و روشهای مختلف تشخیص اختلالات عصبشناختی میپردازد. این ابزارها شامل مصاحبههای بالینی، آزمونهای شناختی و عصبی، تصویربرداریهای مغزی مانند MRI و CT، و آزمایشهای بیوشیمیایی است.
همچنین، اهمیت ارزیابیهای استاندارد مانند آزمونهای حافظه، توجه، زبان، و مهارتهای اجرایی، برای تشخیص دقیق، مورد تاکید قرار میگیرد. در کنار این، نقش تیم چندرشتهای در فرآیند تشخیص، تضمینکننده دقت و صحت نتایج است.
روشهای درمان و مدیریت اختلالات عصبشناختی
در بخش پایانی، جوانمرد به بررسی راهکارهای درمانی و مدیریتی میپردازد. هرچند، در بسیاری موارد، آسیبهای مغزی قابل بازسازی کامل نیستند، اما، مداخلات دارویی، رواندرمانی، و توانبخشی، میتوانند کیفیت زندگی فرد را بهبود بخشند.
داروهای مختلف، بر اساس نوع اختلال، تجویز میشوند. برای مثال، داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب، یا داروهای خاص برای کنترل علائم آلزایمر. علاوه بر این، مداخلات روانشناختی، مانند شناختدرمانی، رفتاردرمانی، و تمرینهای حافظه، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی دارند.
همچنین، آموزش خانوادهها و مراقبین، و فراهم کردن محیطی حمایتی، در فرآیند بهبود و سازگاری فرد، بسیار مؤثر است. به علاوه، فناوریهای نوین، مانند برنامههای کامپیوتری تمرینهای شناختی، نقش فزایندهای در درمان دارند.
نتیجهگیری
در پایان، جوانمرد بر اهمیت پیشگیری، تشخیص زودهنگام، و مدیریت جامع و چندجانبه این اختلالات تأکید میکند. زیرا، هر چه زودتر، مداخلات صورت گیرد، فرصت بازسازی، بهبود و حفظ کیفیت زندگی بیماران، افزایش مییابد. همچنین، تحقیقات علمی، و توسعه فناوریهای نوین، آیندهای امیدوارکننده در حوزه درمان این اختلالات فراهم کرده است.
در مجموع، فصل هفتم، با تمرکز بر شناخت عمیق و جامع اختلالات عصبشناختی، نقش حیاتی در آموزش و ارتقاء سطح آگاهیهای روانپزشکی و روانشناسی دارد، و به متخصصان و دانشآموختگان، ابزاری ارزشمند برای تشخیص و درمان این نوع آسیبها ارائه میدهد.
پاورپوینت فصل هفتم کتاب آسیب شناسی روانی دو 2 نوشته غلامحسین جوانمرد (اختلالات عصب شناختی)
پاورپوینت فصل هفتم کتاب آسیب شناسی روانی دو 2 نوشته غلامحسین جوانمرد (اختلالات عصب شناختی) انتشارات پیام نور در قالب pptx و در حجم 54 اسلاید:
بخشی از متن:
اختلالات عصب شناختی
اختلال عصب شناختی، نتیجه آسیب یا تخریب بخش هایی از دستگاه عصبی مرکزی و بدنبال شروع یک بیماری یا ضربه هستند.
در این اختلالات، فرآیندهای شناختی و رفتاری یا بعبارت دیگر فرآیندهای روانشناختی، آسیب می بیند.
بیماری آلزایمر (AD)
اولین بار توسط آلزایمر با مطالعه بر روی یک زن در سال ۱۹۰۶ در یک سخنرانی و در سال ۱۹۰۷ در یک مقاله معرفی شد.
به این بیماری، رایج ترین نوع دمانس بوده که ۵ الی ۱۰ درصد افراد بالای ۶۵ سال و حداقل ۲۰٪ افراد بالای ۸۰ سال را مبتلا می کند.
ملاکهای آلزایمر طبق تعریف DSM-IV-TR عبارتست از
آمنزی فقدان حافظه آفازی آشفتگی زبانی آپراکسی آسیب دیدن توانایی ها برای انجام اعمال هدفمند علی رغم سالم بودن کارکردهای حرکتی آگنوزیا عدم توانایی تشخیص و شناسایی اشیا علی رغم سالم بودن کارکردهای حسی و اختلال در کارکردهای اجرایی (یعنی مشکل داشتن در برنامه ریزی، سازماندهی، توالی و انتزاع.
فهرست مطالب:
اختلالات عصب شناختی
بیماری آلزایمرAD
ملاک های آلزایمر
سبب شناسی آلزایمر
درمان آلزایمر
بیماری مالتیپل اسکلروزیس
افسردگی
بیماری پارکینسون
صرع
صدمات سر
