پاورپوینت فصل دوم کتاب روانشناسی یادگیری: یادگیری و فلسفه
مقدمه
فصل دوم کتاب "روانشناسی یادگیری" اثر پروین کدیور، به بررسی ارتباط عمیق و پیچیده میان مفهوم یادگیری و فلسفه میپردازد. این فصل، نه تنها به تحلیل نظریات مختلف در زمینه یادگیری، بلکه به تبیین جایگاه فلسفه در فهم فرآیندهای یادگیری میپردازد. در واقع، این فصل، پلی است میان علم روانشناسی و فلسفه، و هدف آن، درک بهتر و عمیقتر از ماهیت، اهداف، و بنیادهای نظری یادگیری است. به طور کلی، این فصل، تلاش میکند تا نشان دهد چگونه فلسفه، به عنوان یک شاخه از تفکر انتقادی، در فهم و تفسیر فرآیندهای یادگیری نقش مهمی دارد و چگونه، رویکردهای فلسفی میتوانند در توسعه نظریات روانشناسی یادگیری، تاثیرگذار باشند.
رابطه یادگیری و فلسفه
در ابتدا باید بدانیم که فلسفه، به عنوان شاخهای از تفکر انتقادی، بر مسائلی مانند ماهیت وجود، شناخت، ارزشها، و حقیقت تمرکز دارد. این مفاهیم، در حوزه یادگیری، به عنوان پایههای اساسی محسوب میشوند. مثلا، در فلسفه، مسأله «چیستی یادگیری» و «چرا یاد میگیریم؟» مطرح میشود. این پرسشها، در واقع، به ما کمک میکنند تا تعریفی جامعتر و بنیادیتر از فرآیندهای یادگیری ارائه دهیم. به عبارت دیگر، فلسفه، با پرسشهای بنیادین خود، راه را برای شکلگیری نظریات علمی در حوزه یادگیری هموار میسازد. علاوه بر این، فلسفه، نقش مهمی در نقد و بررسی روشهای مختلف یادگیری و نظریههای مربوطه ایفا میکند، و این نقد، سبب میشود که دیدگاههای مختلف، مورد ارزیابی قرار گیرند و در نتیجه، فهم دقیقتری از ماهیت یادگیری حاصل شود.
نظریات فلسفی و تاثیر آن بر روانشناسی یادگیری
در ادامه، به بررسی تأثیر نظریات فلسفی بر روانشناسی یادگیری میپردازیم. برای نمونه، در فلسفه، دیدگاههای مختلفی درباره ماهیت انسان و شناخت وجود دارد که، به نوبه خود، در شکلگیری نظریات روانشناختی تاثیرگذار بودهاند. به عنوان مثال، دیدگاههای رئالیستی، که بر وجود و حقیقت مستقل تأکید دارند، با نظریههای یادگیری که بر اثربخشی آموزشهای مستقیم و واقعی تاکید دارند، سازگار هستند. در مقابل، دیدگاههای ایدهآلیستی، که بر ذهن و فرآیندهای شناختی تمرکز دارند، نقش مهمی در توسعه نظریههای شناختی در روانشناسی یادگیری داشتهاند. همچنین، فلسفههای دیگر مانند پراگماتیسم و پراگماتیستی، بر اهمیت نتیجه و کاربرد عملی یادگیری تأکید میکنند و تاثیر عمیقی بر رویکردهای آموزش و پرورش داشتهاند.
ماهیت یادگیری از منظر فلسفه
یکی از موضوعات مهم در این فصل، بررسی ماهیت یادگیری از دیدگاههای فلسفی مختلف است. در این زمینه، فیلسوفان، تعاریف متنوعی ارائه دادهاند. برای مثال، بعضی فیلسوفان یادگیری را به عنوان تغییر در ساختار شناختی فرد تعریف میکنند، در حالی که دیگران آن را فرآیندی فعال و تعاملی میدانند. به طور کلی، در فلسفه، یادگیری نه تنها به عنوان یک فرآیند تغییر در رفتار یا دانش، بلکه به عنوان یک فرآیند تحول شناختی، ارزشی، و فلسفی در نظر گرفته میشود. این دیدگاه، اهمیت یادگیری را در توسعه فردی و اجتماعی برجسته میسازد و نشان میدهد که یادگیری، فراتر از انتقال اطلاعات است و باید در قالب فرآیندی عمیقتر و معنویتر فهم شود.
پرسشهای بنیادی در فلسفه یادگیری
در این فصل، پرسشهای بنیادینی مطرح میشود که، در واقع، جوهر فلسفه یادگیری را تشکیل میدهند. از جمله این پرسشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «یادگیری چگونه صورت میگیرد؟»، «چه عواملی در فرآیند یادگیری نقش دارند؟»، «آیا یادگیری به طور کامل قابل کنترل است؟»، «میزان تاثیر عوامل ذاتی و محیطی در یادگیری چقدر است؟» و «هدف نهایی یادگیری چیست؟». پاسخ به این پرسشها، نیازمند رویکردهای فلسفی مختلف است که هر یک، دیدگاه خاص خود را ارائه میدهد. برای نمونه، در دیدگاههای فلسفی اثباتگرا، یادگیری، فرآیندی است که باید قابل اندازهگیری و کنترل باشد، در حالی که، در دیدگاههای انسانگرایانه، یادگیری، تجربهای فردی و معنوی است که مستلزم درک عمیق و ارتباطات انسانی است.
نقش فلسفه در توسعه نظریات یادگیری
فلسفه، نقش مهمی در توسعه نظریات یادگیری دارد. این نقش، به ویژه در شکلگیری دیدگاههای نو، و نقد و بررسی نظریات موجود، قابل مشاهده است. به عنوان مثال، نظریههای مختلف یادگیری، مانند رفتارگرایی، شناختگرایی، و انسانگرایی، هر یک، ریشه در مبانی فلسفی خاص دارند. رفتارگرایی، بر مبنای فلسفه اثباتگرایی و اصل علت و معلول، بر مشاهده و آزمایش تأکید دارد. شناختگرایی، ریشه در فلسفه عقلگرایی و تأکید بر فرآیندهای ذهنی است. و در نهایت، انسانگرایی، بر مبنای فلسفه وجودگرایی و تأکید بر فردیت و آزادی، بر توسعه فردی و رشد شخصی تمرکز میکند. در نتیجه، فهم فلسفی، برای درک و توسعه نظریات یادگیری، ضروری است و میتواند در خلق رویکردهای نوین، راهگشا باشد.
نتیجهگیری
در پایان، باید گفت که فصل دوم کتاب "روانشناسی یادگیری" اثر پروین کدیور، به طرزی عمیق و جامع، اهمیت فلسفه را در فهم فرآیندهای یادگیری نشان میدهد. این فصل، نشان میدهد که فلسفه، نه تنها به عنوان پایهای نظری، بلکه به عنوان ابزاری انتقادی و تحلیلی، در توسعه و اصلاح نظریات روانشناسی یادگیری نقش اساسی دارد. در واقع، بدون درک فلسفی، فهم کامل و عمیق از یادگیری ممکن نیست، و توسعه نظریات در این حوزه، نیازمند نگاهی فلسفی، انتقادی، و متفکرانه است. از این رو، اهمیت این فصل در فهم دقیقتر و جامعتر پدیده یادگیری، بر کسی پوشیده نیست و میتواند راهگشای پژوهشها و آموزشهای آینده باشد.
پاورپوینت فصل دوم کتاب روان شناسی یادگیری (یادگیری و فلسفه) نوشته پروین کدیور
پاورپوینت فصل دوم کتاب روان شناسی یادگیری (یادگیری و فلسفه) نوشته پروین کدیور در قالب pptx و در حجم 36 اسلاید:
بخشی از متن:
خردگرایی
خردگرایی به این مفهوم دلالت دارد که شناخت با معرفت از خرد و استدلال ناشی می شود و به کمک حواس نیازی ندارد.
تفاوت بین ذهن و ماده، که به طور برجسته در دیدگاههای خردگرا نسبت به شناخت انسان تصویر شده است، در نظرات افلاطون دیده می شود.
افلاطون بین شناختی که به وسیله حواس به دست می آید با دانشی که از خرد و تعقل ناشی می شود، تفاوت قائل بود.
او بر این باور بود که امور مادی، مانند خانه، درخت و ... به کمک حواس بر انسان آشکار می شوند، ولی ایده ها (افكار) با استدلال و تعقل درباره آنچه می شناسیم، حاصل می شود.
انسان درباره دنیای اطراف خود می اندیشد و با بازاندیشی درباره آن افکار یاد می گیرد.
استدلال بالاترین استعداد ذهنی انسان است، زیرا به وسيله آن انسان مفاهیم مجرد را درک می کند. ماهیت واقعی خانه و درخت، فقط از راه بازاندیشی درباره مفهوم خانه و درخت شناخته میشود.
فهرست مطالب:
یادگیری و فلسفه
خردگرایی
تجربه گرایی
فرایند و ابعاد یادگیری
بعد شناختی
بعد عاطفی یا روان پویایی
بعد اجتماعی
انواع یادگیری
آگاهی
ماهیت چند بعدی تجربه
تبدیل تجربه ها
یادگیری مادام العمر
