پاورپوینت فصل سوم کتاب روان شناسی یادگیری (نظریه های رفتاری) نوشته پروین کدیور
مقدمه و اهمیت نظریه های رفتاری در روان شناسی یادگیری
در حوزه روان شناسی، نظریه های رفتاری نقش بسزایی در فهم فرآیندهای یادگیری ایفا میکنند. این نظریهها بر اساس فرضیههای علمی و تجربی شکل گرفته و تمرکز اصلی آنها بر رفتارهای قابل مشاهده است. در فصل سوم کتاب پروین کدیور، به طور جامع و دقیق به تحلیل نظریههای رفتاری، اصول بنیادی، مفاهیم کلیدی و کاربردهای عملی آنها پرداخته شده است. این فصل، نه تنها به تبیین تاریخچه و مبانی نظری این رویکرد، بلکه به مزایا و محدودیتهای آن نیز میپردازد و نقش مهم آن در توسعه روشهای آموزش و تربیت را بررسی میکند.
تاریخچه و توسعه نظریههای رفتاری
در ابتدا، باید به پیشینه تاریخی و روند توسعه این نظریهها اشاره کرد. در قرن بیستم، روان شناسانی چون جان واتسون، با تأکید بر اهمیت رفتارهای قابل مشاهده، پایههای نظریههای رفتاری را بنیان نهادند. واتسون معتقد بود که رفتار انسان و حیوان، نتیجه مستقیم پاسخهای شرطی شده است، و بر این اساس، سعی کرد قوانین عمومی و قابل پیشبینی برای رفتارها تدوین کند. بعدها، با ظهور نظریههای شرطیسازی، این رویکرد به شدت توسعه یافت؛ به گونهای که مفاهیمی مانند شرطیسازی کلاسیک و عامل، در مرکز توجه قرار گرفتند.
اصول و مفاهیم بنیادی در نظریههای رفتاری
درک صحیح نظریههای رفتاری، نیازمند شناخت اصول و مفاهیم اساسی آن است. یکی از مهمترین این مفاهیم، «شرطیسازی» است. شرطیسازی کلاسیک، که اولین بار توسط پافلوف معرفی شد، فرآیندی است که در آن یک محرک بیارتباط، با محرک طبیعی، شرطی میشود تا واکنشی خاص ایجاد کند. به عنوان مثال، سگها با شنیدن صدای زنگ، شروع به ترشح بزاق میکنند، زیرا این صدا با دادن غذا شرطی شده است. در مقابل، شرطیسازی عامل یا operant conditioning، بر اساس قانون اثر (Law of Effect) اثر ثابتی دارد؛ یعنی، رفتاری که نتیجهاش رضایتبخش باشد، بیشتر تکرار میشود. این نوع شرطیسازی، توسط اسکینر توسعه یافت و بر این نکته تأکید داشت که رفتارهای انسان و حیوان، قابل کنترل و اصلاح هستند.
علاوه بر این، مفهوم «تقویت» و «تنبیه» نقش مهمی در نظریههای رفتاری دارند. تقویت، روشی است که رفتار را بیشتر و قویتر میکند، چه مثبت باشد (اضافه کردن چیزی مطلوب) چه منفی (حذف یک عامل ناخوشایند). در مقابل، تنبیه، رفتاری را کاهش میدهد، چه مثبت باشد (اضافه کردن عامل ناخوشایند) چه منفی (حذف یک عامل مطلوب). این مفاهیم، در برنامههای آموزشی و تربیتی، کاربرد فراوانی دارند و میتوانند رفتارهای مطلوب را تقویت و رفتارهای نامطلوب را کاهش دهند.
کاربردهای عملی نظریههای رفتاری در آموزش و تربیت
نظریههای رفتاری، به دلیل تأکید بر رفتارهای قابل مشاهده و کنترل، در حوزههای آموزش، تربیت، روان درمانی و مدیریت سازمانی کاربرد گستردهای دارند. در آموزش، از روشهای تقویت و تنبیه برای شکلدهی رفتارهای دانشآموزان استفاده میشود. برای مثال، معلمان ممکن است از پاداشهای مادی یا معنوی برای تشویق رفتارهای مثبت بهره ببرند، یا با تنبیههای مناسب، رفتارهای منفی را کاهش دهند. این روشها، علاوه بر سادگی و قابل فهم بودن، بسیار موثر هستند، به شرط آنکه به درستی و با رعایت اصول اخلاقی به کار روند.
در تربیت کودکان، استفاده از شرطیسازی، کمک میکند تا رفتارهای مناسب، در قالب عادات شکل بگیرند. مثلاً، تشویق کودک برای انجام کارهای روزمره، با تکرار و تقویت، به رفتارهای خودکار و طبیعی تبدیل میشود. در حوزه مدیریت سازمانها و شرکتها نیز، از اصول رفتاری برای ایجاد انگیزه و کنترل رفتار کارکنان بهره میگیرند. به عنوان مثال، سیستمهای پاداشدهی، کارایی و رضایت کارکنان را افزایش میدهند و محیط کاری مثبتتری را ایجاد میکنند.
مزایا و محدودیتهای نظریههای رفتاری
در کنار کاربردهای فراوان، نظریههای رفتاری با محدودیتهایی نیز روبرو هستند. یکی از مزایای عمده این رویکرد، سادگی و قابلیت اجرایی است. چون بر رفتارهای قابل مشاهده تمرکز دارد، میتوان آنها را اندازهگیری و کنترل کرد. همچنین، در فرآیند آموزش، این نظریهها، رویکردهای عملی و قابل اجرا، مانند برنامههای پاداش و تنبیه، ارائه میدهند که در عمل بسیار مؤثرند.
اما، در مقابل، محدودیتهایی نیز وجود دارد. یکی از اصلیترین آنها، نادیده گرفتن فرآیندهای شناختی، عاطفی و انگیزشی است. نظریههای رفتاری فرض میکنند که رفتار صرفاً نتیجه شرطیسازی است، در حالی که واقعیت نشان میدهد، باورها، انگیزهها و احساسات نقش مهمی در شکلگیری رفتارها دارند. بنابراین، این رویکرد نمیتواند به تنهایی تمام جنبههای یادگیری و رفتار انسان را توضیح دهد. علاوه بر این، استفاده بیش از حد از تنبیه و تقویت، ممکن است منجر به واکنشهای منفی، اضطراب یا مشکلات روانی شود.
نقش نظریههای رفتاری در توسعه روشهای نوین آموزشی
در حال حاضر، این نظریهها، به عنوان پایه و اساس بسیاری از روشهای آموزشی نوین، مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. به عنوان نمونه، برنامههای آموزش مبتنی بر رفتار، با هدف اصلاح و تقویت رفتارهای خاص، در مدارس و مراکز تربیتی، توسعه یافتهاند. این روشها، در کنار فناوریهای جدید مانند آموزشهای مجازی و بازیهای آموزشی، کارایی و جذابیت بیشتری پیدا کردهاند.
علاوه بر این، در حوزه روان درمانی، تکنیکهای مبتنی بر شرطیسازی، مانند درمانهای رفتاری-شناختی، به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند. این درمانها، بر اساس اصول شرطیسازی و تقویت رفتارهای سالم، به بیماران کمک میکنند تا مشکلات رفتاری و عاطفی خود را کنترل و اصلاح کنند.
نتیجهگیری و نگاه آیندهنگرانه
در نهایت، فصل سوم کتاب پروین کدیور، با بررسی جامع نظریههای رفتاری، نشان میدهد که این رویکرد، هنوز هم در حوزه روان شناسی یادگیری، جایگاه ویژهای دارد. هرچند که محدودیتهایی دارد، اما، با بهرهگیری از تکنیکها و استراتژیهای مناسب، میتواند در شکلدهی و اصلاح رفتارهای فردی و جمعی، نقش حیاتی ایفا کند. آینده، نیازمند تلفیق این نظریهها با رویکردهای شناختی، انسانی و عاطفی است، تا بتوان راهکارهای جامع و مؤثری برای توسعه سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی ارائه داد.
در نتیجه، نظریههای رفتاری، با تمرکز بر رفتارهای قابل مشاهده و اصول شرطیسازی، همچنان در آموزش، تربیت و روان درمانی، ابزارهای قدرتمندی هستند که میتوانند در جهت اصلاح و توسعه رفتارهای مثبت، نقش کلیدی ایفا کنند. بنابراین، آشنایی عمیق با مفاهیم و کاربردهای این نظریهها، برای معلمان، روان شناسان و مدیران، امری ضروری است تا بتوانند بهترین بهرهبرداری را از این رویکرد علمی داشته باشند و در مسیر سلامت روان و آموزش مؤثر گام بردارند.
پاورپوینت فصل سوم کتاب روان شناسی یادگیری (نظریه های رفتاری) نوشته پروین کدیور
پاورپوینت فصل سوم کتاب روان شناسی یادگیری (نظریه های رفتاری) نوشته پروین کدیور در قالب pptx و در حجم 41 اسلاید:
بخشی از متن:
نظریه های رفتاری
رفتارگرایی در نیمه اول قرن بیستم، به عنوان اولین و قدرتمند ترین رویکرد در روان شناسی، یادگیری را تغییر در میزان و فراوانی رفتار با شکل گیری رفتارها یا پاسخها معرفی کرد، که اساسا با توجه به عوامل محیطی شکل می گیرد.
رفتارگرایان، پژوهش در یادگیری را به مطالعه رفتار آشکار و قابل مشاهده محدود می کنند.
اسکینر معتقد است که محیط، مستقیم و بدون واسطه فرایندهای ذهنی، انسان را کنترل می کند و روان شناس می تواند با اطمينان، فرایندهای ذهنی را از حيطه مطالعات روان شناسی حذف کند.
او می گوید: «توجه کردن به درون موجود زنده به منظور توصیف رفتار، موجب نادیده گرفتن عواملی می شود که به سهولت قابل بررسی علمی است.
این عوامل در بیرون از موجود زنده، در دنیای پیرامون او و در محیطی قرار دارند که وی قبلا آن را تجربه کرده است،
پیش فرضهای اساسی در دیدگاه رفتارگرایی
اولین فرض اینکه تقریبا تمام رفتارهای انسان یادگرفتنی است
دوم آنکه، در آزمون فرضیه هایی که به دقت تدوین شده اند، توجه به عینیت ضرورت دارد.
تأکید بر عینیت و دقت، موجب شده است تا رفتار در آزمایشگاه بررسی شود؛
رفتارهای ساده به جای رفتارهای پیچیده انتخاب گردد و از حیواناتی چون موش و کبوتر به عنوان آزمودنی استفاده شود.
به علاوه، تأكيد بر دخل و تصرف حساب شده متغیرهایی که به طور عینی تعریف شده اند، موجب توجه به نیروهایی بیرون از موجود زنده به جای توجه به نیروهای درون آن شده است.
در رویکرد رفتاری، محقق به دخل و تصرف در متغیرهای محیطی می پردازد و نتایج آن را در رفتار، مطالعه می کند.
فهرست مطالب:
نظریه های رفتاری
رفتار گرایی
پیوند گرایی ثورندایک
یادگیری از طریق کوشش و خطا
اصول یادگیری ثورندایک
شرطی شدن کلاسیک
اهمیت پاولف
شرطی شدن اجتنابی
شرطی شدن واکنش های هیجانی
رفتار گرایی واتسون
اسکینر و رفتارگرایی
شرطی شدن عامل
برنامه های تقویت
شکل دهی رفتار
یادگیری برنامه ای
برنامه ی خطی و شاخه ای
تغییر رفتار
