رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی: بررسی عمیق فصل چهاردهم کتاب روانشناسی رشد
فصل چهاردهم کتاب روانشناسی رشد، نوشته منیژه کرباسی، بهطور خاص به بررسی فرآیندهای شناختی کودکان در مرحله بعدی کودکی میپردازد، مرحلهای که معمولاً از سنین 6 تا 12 سالگی تعریف میشود. این دوره، اهمیت ویژهای در توسعه مهارتهای ذهنی، ادراک، حافظه، زبان، و تفکر انتقادی دارد، چراکه در این بازه زمانی، کودکان به سرعت رشد میکنند و توانمندیهای شناختیشان بهطور قابل توجهی افزایش مییابد. این فصل، تلاش میکند تا ابعاد مختلف این رشد را با جزئیات و تحلیلهای دقیق، مورد بررسی قرار دهد و نشان دهد که چگونه این تغییرات، بر رفتارهای روزمره، توانمندیهای تحصیلی، و روابط اجتماعی کودکان تأثیر میگذارند.
بخش اول: شناخت از مرحله بعدی کودکی و ویژگیهای آن
در ابتدای فصل، نویسنده به معرفی ویژگیهای اصلی این دوره میپردازد. در این مرحله، کودکان نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر روانی و شناختی هم رشد قابل توجهی دارند. آنها درک عمیقتری از مفاهیم انتزاعی پیدا میکنند، مهارتهای حل مسئله را توسعه میدهند و توانایی تفکر منطقی و استدلال را بهصورت قابل توجهی به دست میآورند. در کنار این، رشد زبان، توسعه حافظه، و افزایش مهارتهای توجه و تمرکز، از ویژگیهای بارز این دوره به شمار میآیند. کودکان در این مرحله، بهمرور درک میکنند که دنیا پیچیده است و نیازمند استدلالهای منطقی برای فهم بهتر آن هستند.
بخش دوم: فرآیندهای شناختی در این دوره
در ادامه، فصل به تفصیل به بررسی فرآیندهای شناختی مختلف میپردازد. یکی از مهمترین جنبهها، توسعه مهارتهای زبان است. کودکان در این دوره، دایره واژگان خود را بهطور چشمگیری توسعه میدهند و توانایی برقراری ارتباط مؤثر را پیدا میکنند. این امر، در نتیجه تمرینهای مداوم، بازیهای زبانی، و تعامل با بزرگترها و همسن و سالان است. علاوه بر این، توسعه حافظه، بهویژه حافظه کاری، نقش بسیار مهمی در این مرحله دارد. حافظه کاری، توانایی نگهداری و پردازش اطلاعات در کوتاهمدت است و به کودکان کمک میکند تا در حل مسائل، برنامهریزی، و استدلال، فعالیت مؤثری داشته باشند.
در کنار این موارد، توجه و تمرکز نیز در این دوره، بهبود قابل توجهی مییابد. کودکان قادرند مدت زمان بیشتری بر یک فعالیت تمرکز کنند و در نتیجه، کارایی تحصیلی و اجتماعی آنها افزایش مییابد. این تغییرات، نتیجه تمرینهای مکرر، آموزشهای مناسب، و محیطهای حمایتی است که به رشد مهارتهای شناختی کمک میکنند.
بخش سوم: تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسئله
یکی دیگر از نکات مهم در فصل، تمرکز بر توسعه تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسئله است. در این مرحله، کودکان دیگر فقط بهطور سطحی به مسائل نگاه نمیکنند، بلکه شروع میکنند به تحلیل، ارزیابی، و استنتاج. آنها میآموزند که چرا و چگونه، و چه تبعاتی ممکن است داشته باشد. این فرآیند، بهویژه در مدرسه و فعالیتهای روزمره، نقش اساسی ایفا میکند و به کودکان کمک میکند تا در مواجهه با چالشها، راهحلهای منطقی و کارآمد پیدا کنند.
در این زمینه، فعالیتهایی مانند بازیهای فکری، تمرینهای گروهی، و پروژههای تحقیقی، بسیار مؤثر هستند. این فعالیتها، کودکان را تشویق میکنند تا از تفکر سطحی عبور کنند و به سطح عمیقتری از درک برسند. همچنین، آموزش مهارتهای استدلال، استنتاج، و تحلیل، باید در برنامههای آموزشی گنجانده شود تا کودکان بتوانند در آینده، بهعنوان افراد مستقل و خلاق، عمل کنند.
بخش چهارم: تأثیر عوامل محیطی و خانواده بر رشد شناختی
در این فصل، نقش عوامل محیطی و خانواده در توسعه مهارتهای شناختی کودکان نیز بهطور گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. محیطهای حمایتی، آموزشهای مناسب، و تعامل مثبت با بزرگترها، میتوانند رشد شناختی کودکان را تقویت کنند. والدین و مربیان، باید فرصتهای کافی برای بازیهای آموزشی، گفتگوهای معنادار، و فعالیتهای خلاقانه فراهم آورند. همچنین، محیطهای مدرسهای باید به گونهای طراحی شوند که کودکان بتوانند بهطور فعال در فرآیند یادگیری مشارکت داشته باشند، و نه تنها بهصورت منفعل، اطلاعات را دریافت کنند.
علاوه بر این، فناوریهای جدید و منابع دیجیتال، نقش مهمی در شکلگیری فرآیندهای شناختی دارند، اما باید با نظارت و کنترل مناسب استفاده شوند. در این راستا، آموزش مهارتهای دیجیتال و سواد رسانهای، به کودکان کمک میکند تا بهرهبرداری صحیح و مؤثر از این ابزارها داشته باشند، و در عین حال، از خطرات احتمالی محافظت شوند.
بخش پنجم: چالشها و راهکارهای توسعه مهارتهای شناختی
در پایان، فصل به چالشهای موجود در مسیر رشد شناختی کودکان اشاره میکند. یکی از مهمترین مشکلات، کمبود فرصتهای مناسب برای تمرین و توسعه مهارتها است. همچنین، فشارهای تحصیلی، کمبود منابع، و عدم آگاهی والدین، میتوانند روند رشد را مختل کنند. به همین دلیل، نویسنده بر اهمیت برنامههای آموزشی جامع، فعالیتهای خارج از درس، و آموزش مهارتهای زندگی تأکید میکند.
در نهایت، راهکارهایی مانند آموزش مهارتهای شناختی در مدارس، ارتقاء سطح آگاهی خانوادهها، و ایجاد محیطهای حمایتی و انگیزشی، میتوانند نقش مؤثری در تسهیل این فرآیند داشته باشند. همچنین، استفاده از فناوریهای نوین، آموزشهای فردی، و تمرکز بر رشد عاطفی و اجتماعی، باید در کنار توسعه مهارتهای شناختی، قرار گیرند تا کودکان بتوانند به بهترین شکل ممکن، در آینده، نقشهای مختلف را بر عهده بگیرند و بهعنوان اعضای فعال و خلاق جامعه، ایفای نقش کنند.
در نتیجه، فصل چهاردهم کتاب روانشناسی رشد، با تحلیلهای دقیق و رویکرد علمی، نشان میدهد که رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی، نه تنها بر پایه تغییرات فیزیولوژیکی است، بلکه نیازمند محیطهای حمایتی، آموزشهای مناسب، و فرصتهای متمرکز برای تمرین است. این عوامل، در کنار هم، میتوانند زمینهساز رشد سالم و متعادل کودکان باشند و آنان را برای چالشهای آینده آماده کنند.
پاورپوینت فصل چهاردهم کتاب روانشناسی رشد (1) یک نوشته منیژه کرباسی (رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی)
پاورپوینت فصل چهاردهم کتاب روانشناسی رشد (1) یک نوشته منیژه کرباسی (رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی) انتشارات دانشگاه پیام نور در قالب pptx و در حجم 30 اسلاید:
بخشی از متن:
رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی
همراه با افزایش هماهنگی و مهارتهای بدنی، رشد شناختی کودکان نیز افزایش می یابد.
در اولین مرحله کودکی، تفکر کودک براساس ادراکات آنی اوست و در مرحله بعدی )حدود سن ۷ تا ۱۲ سالگی( ادراکاتی یکپارچه تر و سازمان یافته تر که مبتنی بر روابط منطقی است.
به دلیل نامگذاری این مرحله به عینی این است که تفکر در آن، به امور ملموس و قابل مشاهده مربوط می شود
و دلیل نامیدن آن به عملی نیز این است که کودکان می توانند دستکاری های ذهنی یا عملیات را بصورتی سازمان یافته تر و منظم بر روی اشیا انجام دهند.
ویژگی های مرحله عملیات ذهنی
کودکان در سن ۷ - ۸ سالگی باز هم براساس ظاهر فکر می کنند اما چنین کودکانی، حساسیت بیشتری نسبت به تمییز بین نمود و واقعیت پیدا می کنند.
به اعتقاد پیاژه، توانایی کودکان برای حل مسائل مربوط به نگهداری ذهنی، وابسته به درک ۳ جنبه اساسی در استدلال است که عبارتند از این همانی، جبران و بازگشت پذیری.
از طریق این همانی، کودک متوجه می شود که مقدار ماده در صورتی که چیزی به آن اضافه یا از آن کم نشود، على رغم تغییر شکل ظاهری، ثابت می ماند.
از طریق جبران، کودکان متوجه می شود که تغییر در یک بعد می تواند از طریق تغییر در بعد یا ابعاد دیگر خنثی شود.
فهرست مطالب:
رشد شناختی در مرحله بعدی کودکی
ویژگی های مرحله عملیات ذهنی
سرعت فاصله و زمان
رشد اخلاقی
مرحله ی تابعیت
مرحله ی نسبی گرایی
رشد اخلاقی از تظر کلبرگ
رشد اخلاقی از نظر فروید
رشد اخلاقی از نظر مذهب
عوامل روانی موثر در رشد اخلاق
پرورش اخلاقی کودکان
